|
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 15:20 :: نويسنده : نگار
رسيدهام به خدايی كه اقتباسي نيست به «عيب پوشي » و « بخشايش» خدا سوگند
فاضل نظري
نگار نگاشت: برام دعا كنين لطفا...! ![]()
8 دی 1391برچسب:, :: 14:22 :: نويسنده : نگار
نگار نگاشت: میان لحظه های من سکوتی سرد پنهان است میان خنده ام شاید هزاران درد پنهان است
میان موج احساسم صدای ناله پیچیده کدامین ساحل آرام؟؟ دلم از صخره رنجیده
میان لحظه ی شادی درونم جنگ بر پاشد صدای خنده ام طبلی است از جنگی که غوغا شد
من از این شادی بی تو از این احساس میترسم من از دوری ز معبودم تمام عمر در رنجم
تمام عمر خندیدن ،بدون بودنت رنج است اگر تو مرگ فرمایی برایم بهتر از گنج است
ببین دستان احساسم پر از خالیست ای رحمان ببین من عشق میخواهم که دردم را کند درمان
در این تاریکی و ظلمت که احساسم ترک برداشت بدنبال تو ام ای نور، رهم بنما به سوی راست
![]()
8 دی 1391برچسب:, :: 14:22 :: نويسنده : نگار
![]() نگار نگاشت: ای کاش عاشق کسی بشوم که فوق العاده است ای کاش آنقدر پر توقع بشوم که هیچ چیز جز بزرگیش عاشقم نکند چه کنم که درگیر زمینم و دلتنگ زمینیان... دلتنگ آدم های کوچک آدم های فانی دلتنگ جسم های خاکیم نکن خــدا عاشقــَــم بکن عاشقـِ کسی که آفریننده ی تمام عشق هاست عاشقـــی طلوع نور در تمام لحظه هاست عاشقـــی شقایقی است سرخ و پاک عاشقـــی لحظه لحظه دلسپردن است عاشقــی سرود جویبار عاشقــی شکوه کوهسار عاشقــی همان نفس نفس زدن عاشقـی دیدن "تو" در تمام لحظه هاست نگار نظم نگاشت: عشقــ هر کجا روم کنار من عشقــ حس خوب و بیقرار من عشقــ بودنت میان لحظه هاست عشقــ اشک عاشقان به گونه هاست ایمانتان ابراهیمی تسلیمتان اسماعیلی ، ترنمتان داوودی، صبرتان ایوبی ، عیـــــــــــدتــان مبارکـــ التماس دعا ســـِفــآرشــی ![]() ![]() |